روز پنجم هر ماه موسوم است به " سپنته آرمئیتی" که چهارمین امشاسپند در دین زرتشت است، که در پهلوی "سپندازمذ" گفته شده که به معنی فروتنی است.
سپندارمذ، روز پنجم هرماه و ماه دوازدهم سال است. پس درسپندارمذ روز ماه سپندارمذ جشنی بوده .(پنجم اسفند)
از طرفی چون این امشاسپند سومین امشاسپند بانو ست و به دلیل مقام بزرگی که زن در کیش مهر دارد این روز به نام و مخصوص زنان بوده.
جشنی که در این روز برگذار می شده به " سپندارمزگان" معروف است. نامهای دیگر آن "مردگیران" ، مژدگیران" می باشد.
ابوریحان بیرونی می نویسد : "اسفندارمذ ایزد موکل بر زمین و ایزد حامی و نگهبان زنان پارسا و درستکار است. به همین مناسبت این روز عید زنان به شمار می رود." و در زمان ابوریحان این رسم وجود داشته.
در این روز مردان به جهت گرامی داشت مقام زن در کردگار به آنها هدیه می دادند. این جشن تنها بخشش هدایا نبوده بلکه در این روزها زنان فرمانروایی می کردند و مردان از آنها اطاعت می کردند.
به این دلیل به این روز مردگیران می گفتند که در این جشن زنها می توانستند با آزادی و اختیار خویش مرد زندگی خود را انتخاب کنند.
سپندارمذ : در اوستا "سپند آرمیتی" و در پهلوی "سپندارمت" یا " سپندارمد" و در فارسی "سپندارمذ" یا "اسفند" مرکب است از دو جزء "سپند" به معنی " ورجاوند" و "آرمیتی" که معنی اندیشه و فداکاری و بردباری و سازگاری و فروتنی می دهد. در پهلوی معنی این ترکیب را "خرد کامل" نوشته اند.
در گاهان ، غالبا جزء دوم آن (آرمیتی) به تنهایی آمده و یکی از فروزه های "مزدا اهوره" است. اما در اوستای نو ، سپندارمذ نام یکی از امشاسپندان است که در گروه سه گانه امشاسپند بانوان – سپندار مذ ، خرداد و امرداد – جای دارند و از نمادهای مادر خدایی اهوره مزدا به شمار می رود.
این امشاسپند بانو در جهان مینوی نماد دوستداری و بردباری و فروتنی اهوره مزدا و در جهان استومند ، نگهبان زمین و پاکی و باروری و سرسبزی آن است. او دختر اهوره مزدا است و ایزد بانوان آبان (اردویسور اناهیتا)و دین و اشی از یاران و همکاران او هستند و "ترومیتی" – دیو ناخشنودی و خیره سری و یکی از بزرگان دیوان- دشمن اوست .
در گاهان از "سپند آرمیتی" چون پرورش دهنده آفریدگان یاد می شود و از طریق اوست که مردم برکت میابند. مزدا اهوره او را آفریده است تا رمه ها را مرغزارهای سرسبز ببخشد. در اوستای نو ، او دارنده ده هزار داروی درمان بخش است . و نام او معمولا مترادف با زمین آمده است.
دکتر بهار می نویسد :
" در وندیداد آمده که بعضی آن را با زمین یکی دانسته اند. مولتن براین بر این گمان است که این نام در اصل "آراماتا" بوده است به معنی "مادر زمین".
واژه "ساندارامت" در ارمنی (به معنی اندرون زمین) صورتی از "سپندارمذ" است.
پنجمین روز ماه و دوازدهمین ماه سال به نام این امشاسپند بانو است که در فارسی اسفند گفته می شود.گل بیدمشک را نیز ویژه او دانسته اند
با تشکر از آسمونی !
وقتی صدای پای پدر را که به خیمه نزدیک می شد،شنیدم،بیرون دویدم.فکر کردم حداقل به خاطر علی کوچکمان آبی به پدر داده اند.اول به لب های بابانگاه کردم .همچنان خشکیده وداغمه بسته بود وترک برداشته .نگاهم که به دست پدر افتاد ماندم،دریک قدمی پدر بودم ولی نمی توانستم تکانی بخورم.
از دست بابا قطره قطره چیزی برزمین می چکید که سرخی اش را باور نکردم.به خود آمدم،نگران شدم .آرام آرنج پدر را لمس کردم و پرسیدم:پدر جان !چه شده؟! زخم برداشته اید ؟!
پدر جوابی نداد.تنها نگاهم کرد.چشم هایش برق همیشگی را نداشت.پلک هایش را بست.دیگر صدای هیاهوی سپاه دشمن را نمی شنیدم.تنها دو صدا در سکوت دشت به گوش می رسید.صدای قطره های خون که از دست پدر می چکید،وزمین تشنه و ترک خورده آنها را در کام خود می کشید.،وصدای نفس های پدر که مثل همیشه آرام و منظم نبود.
فهمیدم.بی اختیار اشک هایم سرازیر شد.دست هایم را بر شانه پدر گذاشتم و به قنداقه علی خیره شدم.تیری بلند برگلوی او نشسته بود.
سکوت را چهار دلیل است که در خ.د کلمه سکوت مستقر است.
س:سوخته دلی
ک:کسالت
و:واماندگی
ت:تنهایی
وساکنان علم بزرگترین غمشان همان علت سکوتشان است.گاهی که این سکوت بدلیل کم صبری یا بیقراری یا عصبانیت می شکند،دست ساکت می شود ومسکوت آرزو می کند که ای کاش ساکت همان طور ساکت می ماند.که سکوت بسیاری از محتویات دل را مخفی می کند،وهمین شاید تنها حسن سکوت باشد.!!