تبليغاتX
.::. نمیدونم شاید .::.

سلام

به نام حضرت دوست که هرچه هست از اوست

راستش نمیدونم از کجا باید شروع کرد.... همه میگن اون یکی بلاگم خیلی جدیه!

میگن چه خبره...بسه بابا چقدر از مایکروسافت و گوگل و ویروس و آنتی ویروس و تروجان میگی...

اینها یه مقدمه بود واسه مطالب بعدیم...تصمیم گرفتم کمی هم وارد مقولیه ادبیات بشم (آخه بابا من که ادبیاتم خوب نیستش که )... ولی نباید بد باشه ‌‌...

همینطور که ما از جسممون مراقبت میکنیم باید از روحمون هم مراقبت کنیم و شرایط مناسب رو واسه یه روح سالم بوجود بیاریم....

حالا اولین پستم رو تو این بلاگ با یک ربائی کامل میکنم

 

ماخلوت رخوت زده ی مردابیم

تصویر سراب تشنگی در آبیم

عالم به وسعت بی خبری است

ای خواب تو بیداری و ما در خوابیم

((تقدیم به یه دوست خوب...))

+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم اسفند 1383ساعت 23:24 توسط ایزدی |